تبليغاتX
بی آنکه بدانی دوستت دارم
اختصاصی برای نسترن عزیزم

سلام به همه دوستای خوبم

از نظرهای خوبتون خیلی ممنونم و یک معذرت خواهی بابت غیبت ۳ماهه ام و آپ دیت نکردن بدهکارم پس معذرت می خوام

همچون روزهای قبل دلم گرفته ازکسی که ازدستش دادم و بخاطر اشتباهاتم هرروز خودمو سرزنش می کنم

خیلی دوست داشتم زمان به عقب برگرده و کارهایی که دوست نداشتو انجام ندم تا برای همیشه نسترن و پیش خودم داشته باشم ولی افسوس .....

نسترن لحظه لحظه ی زندگیم باخاطرات تومی گذره (چه ایران باشی چه هرکشور دیگه)

مطمئن باش تا آخرین لحظه ی زندگیم منتظرت میمونم

هرجا هستی شادو خوشبخت باشی

خیلی مواظب خودت باش خیلییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی چون زندگی تو زندگی منم هست پس مسئول ۲نفری

بینهایت دوست دارم بی نهایت


|+|
نوشته شده توسط هومن در و ساعت

 اگه ازم گریزونی ، از عاشقی پشیمونی ، داری اشکامو می بینی ، از توچشمام نمی خونی

 قدر تورو ندونستم ، تورو خواستم نتونستم ،ازتو شکایتی ندارم ، تورو دنیام می دونستم

 

 فرصتی بده به دستام

     بذار دستاتو بگیرم  <عاشقونه>

                                                نگو ماباهم غریبیم

                                                       به من احساسی نداری < بی بهونه >

 

 بی تو دلخوشی ندارم ،دیگه طاقت نمیارم ، ای تمومه زندگیم ، هستی من ، داروندارم

 وقتی اسمت رولبامه ، نفسهام آروم می گیره ، بی توحرف تازه ای نیست ، بی تو من دلم می گیره

 

فرصتی بده به دستام

     بذار دستاتو بگیرم  <عاشقونه>

                                                نگو ماباهم غریبیم

                                                       به من احساسی نداری < بی بهونه >

 

 عشق من چیزی بگو ،نگذار که زود تموم بشم ، نگذار احساسی که دارم بدون تو حروم بشن

 کمی نوازشم بکن ، عشق منو ازم نگیر ، نگذارحس تورو خواستن اینطوری ناتموم بشه

 

فرصتی بده به دستام

     بذار دستاتو بگیرم  <عاشقونه>

                                                نگو ماباهم غریبیم

                                                       به من احساسی نداری < بی بهونه >


|+|
نوشته شده توسط هومن در و ساعت
التماس ....

داری میگذری از من ، داری رد می شی آسون

حرفی برات ندارم ، بقضمو کردی پنهون

اشکمو در می آری ولی انگار نه انگار

دستامو بگیر تو دستات برای آخرین بار...

 

یک لحظه چشماتو ببند شاید منو یادت بیاد

همون که بهش گفتی یکروز جای تو هیچکس نمی آد

این شعرعاشقونه نیست ، یک التماسه خوبه من

غرور و گریه می کنم ، نشکن منو، پسم نزن

چندبار باید به چشم توبشکنم تا آروم بگیری

بگوچقدرگریه کنم تا دیگه از پیشم نری

بگوچقدراشک بریزم تامنو تنها نگذاری

دارم به چشمات باج می دم تا توبگی دوستم داری

 

اما من هنوز دوست دارم بدون ، اگه حتی قلبتو پس بگیری

اگه مثله امروزم بهم بگی : نمی خوام تورو می تونی که بری

هنوزم چشماتو می پرستمو ، بی تو هرلحظه رو درگیر توام

توخیالم دستاتو می گیرمو، بازم احساس می کنم پیش توام

 

 

یک لحظه چشماتو ببند شاید منو یادت بیاد

همون که بهش گفتی یکروز جای تو هیچکس نمی آد

این شعرعاشقونه نیست ، یک التماسه خوبه من

غرورو گریه می کنم ، نشکن منو، پسم نزن

چندبار باید به چشم توبشکنم تا آروم بگیری

بگوچقدرگریه کنم تا دیگه از پیشم نری

بگوچقدراشک بریزم تامنو تنها نگذاری

دارم به چشمات باج می دم تا توبگی دوستم داری


|+|
نوشته شده توسط هومن در و ساعت

رفتی  و ماند غم  به دل بی قرارمن

تا با غم  تو چون گذرد روزگار من

من درمیان آتش سوزان نشسته ام 

هرچندسیل اشک گذشت از کنار من


|+|
نوشته شده توسط هومن در و ساعت
رفتی

 

رفتی و تنهام گذاشتی

ولی عزیزم

اگه یه روز تنها شدی چشماتو به جاده ها ندوز

بدون یکی منتظره یکی هنوز دوست داره


|+|
نوشته شده توسط هومن در و ساعت
آرزو

گاهی وقتا دلم می خواد کنارم باشی و محکم بغلم کنی

این قدر محکم که مطمئن بشم همیشه هستی

و هیچ وقت تنهام نمی ذاری ...

ولی........!

بگذریم...


|+|
نوشته شده توسط هومن در و ساعت
کلبه عشق

از تو گذشتن سخته با تو نبودن درده واسه من

زنده بودنم مرکه بدون تو و عشقت واسه من

وجود من مال تو قلب تو هم مال من عزیزم

رفتن تو مرگ منه دستای تو تو دستمه

نگو که باید جدا شیم نبود تو نبودمه

بدون تو کم میارم تا پای جون دوستت دارم

اگه تو از من جدا شی امید موندن ندارم

واسه با تو بودن زندگیمو باختم

یه کلبه ای از عشق واسه ی تو ساختم من

عاشق تو بودم عاشق تو هستم

درای دلم رو روی همه بستم من


|+|
نوشته شده توسط هومن در و ساعت
سکوت تنهایی

سكوت تنهاييم را تو بشكن :

با زمزمه ات

با ترانه ات

با هياهوي خنده ات

با آواي كلامت

با واژه هاي زيبايت

با گرماي دستهايت

با نور ديدگانت

با هياهوي شاديت

...

بشكن و خورد كن ,

سكوت تنهاييم را ...

بگذار انعكاس ,

چيزي باشد جز تنهايي

بگذار آن برگشت ,

ان تلالو ,

تو باشي ...


|+|
نوشته شده توسط هومن در و ساعت
تنها ترین تنها

  محبوبم !

از این روزهای در به در رهایم کن

در این کوچه های نا امن ، بی تو نمی توان پرسه زد

خیابان ها غریبند و غم گرفته ،

هر کجا می روم ، نمی دانم چرا ، اما نمی رسم به تو

آخر چرا تو نمی آیی و به دادم نمی رسی؟

حال که کنارت نیستم و نمی توانم در آغوشم حس کنم وجود نازنینت را

چه کسی اشکهایت را پاک می کند؟

تو را به خدایمان گریه نکن

تو قول دادی اشکهایت را جز من به هیچ کس نشان ندهی

چرا مدتی است با من غریبگی می کنی؟

دلم غریبه نیست !

همان دلی است که برایت در شب بی ستاره ، ستاره یافت

همان دلی که ستاره را برایت چیده بود

می ترسم !!

می ترسم دیگر نکشم !!

تا به حال نیز به خاطر تو بوده ام !

حال نیز به امید تو زنده ام و روز و روزگار می گذرانم

با تمام نا مهربانی ها ، دلم میسوزه ،می سازه ، درب و داغونه

عزیز دلم !

لبهایمان لبخند عشق را کم دارند

روزهایمان دلگیرند و لحظه هامان غمبار ،

نازنینم !

دست هایت را نذرم کن ، خیلی خیلی محتاجم

مرحم دل ِ خسته ی من !

به آغوشت که پیوستم ،

ابر شدم و تو باران

گفتی : این لحظه ناب است

و خدا گفت :

این لحظه مخصوص ماه و مهتاب است

ما این لحظات عاشقانه را بیدار بودیم یا که خواب می دیدیم؟

مهربانم !

چرا یکهو تنها رهایم کردی؟

مگر نمی دانستی که اینجا انسانها فقط لباس انسان ها را پوشیده اند و در باطن شیطانند؟

مگر نمی دانستی رویاهایشان ، رویا نیست بلکه کابوس است؟

نیاز من !

دستامون با هم دنیا میسازه

بی سقف و بی دیوار و بی دروازه

 ما با هم هستیم

نمی گویم تا کجا و تا چه وقت

می دانی که دوست داشتن ما (تا) ندارد

فدای تار موهایت !

با من باش ! من تنها ترین تنهای این شهرم

رهایم مکن !

 


|+|
نوشته شده توسط هومن در و ساعت

 

 


|+|
نوشته شده توسط هومن در و ساعت

 

 


|+|
نوشته شده توسط هومن در و ساعت
"بي دل"

با هركه رفت. رفت دلم. مال من كه نيست

اين درد كهنه .قصه ي امسال من كه نيست

 

من بي دلم. دلي كه به نام تو كرده ام

دل دل نكن. بزن به زمين. مال من كه نيست

 

اي آسمان به هرچه قسم خوردني قسم

حال تو كه گرفته تر از حال من كه نيست

 

من آن منم كه خيره به سقفم نه آسمان

پرواز هست زير پروبال من كه نيست

 

آري خلاصه با تو بگويم كه روي خوش

با هركه هست با من و امسال من كه نيست


|+|
نوشته شده توسط هومن در و ساعت
بی تو بودن

شب رفت

ماه رفت

ستاره رفت

اما سحر نرسید

تاریکی موندگار شد

روز دگر نرسید

سال ها

ماه ها

ثانیه ها

بی تو گذشت

اما

من منتظر تو بودم

و

ازتو خبر نرسید

مسافر شهر قصه گفت

یه روز می آی دوباره

قصه ی ما تموم شد

و

اون از سفر نرسید

گل کو؟

باغ کو؟

بهار کجاست؟؟

اینجا همش کویره

دستای باغبون کجاست؟

غنچه داره می میره

رود امید و آرزو

رفت

و

رسید

به مرداب

چشمه ی شادی

خشکید

دریای عشق شد

سراب

شبای بی ستاره

هر شب و هر شب دوباره

اومدنت دروغه

خورشید چه بی فروغه

...


|+|
نوشته شده توسط هومن در و ساعت
عزیزم دوستت دارم

تو را دوست دارم نگاهت را کلامت را آغوشت را

 تو را دوست دارم به اندازه تمام زيبايي هاي دنيا

 نه کم است  تو را دوست دارم به اندازه تمام رنگها

 بازم کم است تو را دوست دارم به اندازه تمام دنيا

 من تو را در تک تک ذرات وجودم لمس مي کنم

 در هر نفس عطرت را حس مي کنم

 با هر ضربان قلبم عاشقانه تو را دوست می دارم

 ديگر در پس کوچه هاي خاطرات جستجويم نکن

 مرا نخواهي يافت که من در تو محو شده ام و چه در آميختن

زیبایی


|+|
نوشته شده توسط هومن در و ساعت

تقدیم به عشقم:

وقتي مي گويم دوستت دارم شايد تصور كني

تنها چند واژه ي ساده را در كنار هم گذاشته ام

و جمله اي را بيان كرده ام

اما...

اين تنها يك جمله نيست ..

دنياي لبريز از رويا هاي سبز و سرخ 

همين جمله كوتاه

آري همين چند واژه خود كتابيست سر شار از معنا

دوستت دارم

يعني بي حضور تو زندگي برايم بي معناست

بي تو دنياي من به سردي مي گرايد و چشمانم بي فروغ ميگردد

دوستت دارم

يعني قلب من منزلگاه توست

و وجودم سرزميني كه تخت پادشاهي را تنها لايق تو مي دانم .

دوستت دارم


|+|
نوشته شده توسط هومن در و ساعت
"دوستت دارم"

نشد بهت بگم كه عاشقتم ..........بتونم به چشمات

عشقو نشون بدم حالا كه ميگي ميخوام از پيشت برم

بزار بهت بگم دوستت دارم.

ميترسم بري ديگه نياي گفته بودي تا آخرش با من مياي

كاشكي مي دونستي ديگه طاقت ندارم .

با چه زبوني بهت بگم دوستت دارم.

 

                                         آرزوي من

  اشكي كه بي‌صداست پشتي كه بي‌پناست دستي كه بسته است پايي كه خسته است دل را كه عاشق است حرفي كه صادق  است شعري كه بي‌بهاست شرمي كه آشناست دارايي من است ارزاني شماست.


|+|
نوشته شده توسط هومن در و ساعت
يه چيزي از تو مي خوام

چيزي از تو مي خوام

 

مرا درپاکی قلبت قاب کن ودردیوار اتاق دلت بیاویزکه من خواهم رفت,پس بگذار که در تو بمانم

 به خدا قسم ,قسم به نان و نمک وبه شرم تووچشمهای قشنگ

 تو,اندازه ی هرچه دل پاکت بخواهد با همه ی وجودبا هر چه عشقو عشق دوستت

خواهم داشت. پس مرا از یاد مبر وجای مرا در شادیهایت خالی کن چرا که من شادی ندارم.

 

                     بذار بدونم تا ابد         

                         در تو فراموش نمیشم       

                                  همیشه  که با تو باشم 

                                           يه لحظه  خاموش نمیشم


|+|
نوشته شده توسط هومن در و ساعت
همه تقديم تو باد

گفتي كه من از طايفه سنگدلانم به خدا نه يا عاشق اين هستم و يا عاشق آنم به خدا نه هر جا كه

تو رفتي و به هر كس كه رسيدي گفتي كه من از قوم جدايي طلبانم به خدا نه چون اهل سكوتم

 نه اهل هياهو تو تشنه تعريفي و من بسته دهانم پنهان شده در زير سكوتم

هيجانم تقصير ز من نيست ديوانه تو اهل سخن نيست

  هر بار دلم خواست تا يك دله باشم هر بار دلم خواست حرفي زده باشم ديدم

كه همان لحظه ي گفتن نگرانم تو تشنه تعريفي و من بسته دهانم.

 

 

هر كسي هم نفسم شد دست آخر قفسم شد. من ساده به خيالم كه

 همه كار و كسم شد. اون كه عاشقانه خنديد خنده هاي من دزديد

 زير چشمه مهربوني خواب يك توطئه ميديد.


|+|
نوشته شده توسط هومن در و ساعت

ما واقعا تا چيزي رو از دست نديم قدرش رو نمي دونيم ولي در عین

 حال تا وقتي كه چيزي رو دوباره بدست نياريم نميدونيم چي رو از

 دست داده بوديم

 

بهترين دوست اون دوستيه كه بتوني باهاش روي يك سكو ساكت بنشيني و

 چيزي نگي و وقتي ازش دور ميشي حس كني بهترين گفتگوي عمرت رو داشتي

 

اينكه تمام عشقت رو به كسي بدي تضمين بر اين نيست كه اون هم

 همين كار رو بكنه.پس انتظار عشق متقابل رو نداشته باش.فقط منتظر

 باش تا اينكه عشق آروم تو قلبش رشد كنه و اگه اينطور نشد خوشحال

 باش كه اون حداقل توي دل تو رشد كرده

 

دنبال نگاه ها نرو چون ممكنه گولت بزنن.دنبال دارايي نرو چون كمكم افول مي كنه.

دنبال كس باش كه باعث بشه لبخند بزني چون فقط با يه لبخند ميشه يه روز

 تيره رو روشن كرد

 

هميشه خودت رو جاي ديگران بزار اگه حس ميكني چيزي ناراحتت ميكنه احتمالا

  ديگران رو هم آزار ميده

 

روشنترين آينده هميشه روي گذشته  فراموش شده شكل ميگيره.نميشه تا وقتي كه

 دردها ورنجها رو دور نريختي توي زندگي به درستي پيش بري.

 

وقتي به دنيا اومدي تو تنها كسي بودي كه گريه ميكردي.و بقيه ميخنديدن.

سعي كن يه جوري زندگي كني كه وقتي رفتي تنها تو بخندي و بقيه گريه كنن.


|+|
نوشته شده توسط هومن در و ساعت
موج خاموش

 

ميرسد روزي كه فرياد وفا را سر كني 

ميرسد روزي كه احساس مرا باور كني 

ميرسد روزي كه نادم باشي از رفتار خود 

خاطرات رفته ام را مو به مو از بر كني 

ميرسد روزي كه تنها ماند از من يادگار 

نامه هاي كهنه اي را كه به اشكت تر كني 

ميرسد روزي كه در صحراي خشك بي كسي 

بوته هاي وحشي گل را زغم پرپر كني 

ميرسد روزي كه صبرت سر شود در پاي من 

آن زمان احساس امروز مرا باور كني

 

 

براي زيستن دو قلب لازم است... 

قلبي كه دوست بدارد 

قلب كه دوستش بدارند 

قلبي که هديه كند. 

قكبي كه بپذيردو

قلبي براي من 

قلبي براي انساني كه مي خواهم


|+|
نوشته شده توسط هومن در و ساعت

 

من به یاده روزای بی خاطره می شکنم ازدوریه فاصله

خسته از یاده شبایه بی تو تکیه دادنم به اون پنجره

غروب پر از خاطره هاست اما تو یادی نداری

تموم شده گذشته ها به من نگاهی نداری

غروب پر از خاطره هاست اما تو دوستش نداری

دوست داری ابری بشیو پا روی قلبش بزاری

من عاشقت بودم ولی هرگز به یادت نمیاد

گر چه هنوز دوست دارم اینو غرورت نمی خواد


|+|
نوشته شده توسط هومن در و ساعت
نميدانم از كجا شروع كنم ولي......يا علي

نميدانم از كجاي اين دل زخمي بگويم
از اين دلي كه گناهش كودك بودنش است . بي كينه بودنش و بهانه گيري هاي رسوا گرش
از احساسي بگويم كه روزي شيشه بود اما امروز سنگ شده
از رويايي بگويم كه حقیقت فاصله آن بود يا از صدايي بگويم كه به جرم عشق بايد حبس ابد بكشد.
از رندي عقلم بگويم كه شيشه را سنگ كرد يا از سادگي احساسي بگويم كه زخم خورده هزاران حرف شده هزاران حرف از نگاه    غريبه هاي عاشق نما
نمي دانم ...
اما امروز سوگند ياد مي كنم كه مثل آنها  نشوم


|+|
نوشته شده توسط هومن در و ساعت
مرا دگر رهــا مکن

نگاه کن که غم درون ديده ام

چگونه قطره قطره آب می شود

چگونه سايه سياه سرگشم

اسير دست آب می شود

نگاه کن .

 

تو آمدی از دورها و دورها

ز ســرزمين عطرها و نورها 

نشانده ای مرا کنون به زورقی

ز عاجها , ز ابر هـا , بلورهـا

 

چه دور بود پيش از اين زمين ما

به اين کبود غرفه های آسمــان

کنون به گوش من دوباره ميرسد

صــدای تــو

 

صدای بال برفی فرشتــــگان

نگاه کن که من کجا رسيده ام

کنون که آمديم تا به اوجها

مرا بشوی با شــراب موجها

 

مرا بپيچ در حرير بوسه ات

مرا بخواه در شبان دير پا

مرا دگر رها مکن

مرا از اين ستاره ها جدا مکن

 

مرا دگر رهــا مکن

مرا دگر رهــا مکن


|+|
نوشته شده توسط هومن در و ساعت
اگه باز ببينمت

حرفام ديگه تکراري نيست

چون که نمي گم اين دفعه

 دوست دارم اي نازنين

خراب شد اين جمله ديگه

نفرت جاي عشق رو گرفت

 

 بوسه کنار رفته ديگه

اخم و کينه جاشو گرفت

ديگه نيازي ندارم به صدتا مثلت نارفيق 

رفيق خود.. خودم مي شم

تا ببيني که تو باختي

حالا هر جا که باشي

ديگه دعام دنبال تو نيست

 

اينو بدون اي بي وفا

نفرت و کاشتي اين سالها

حالا وقت درو کردنت

 

بيا اين دل من و باغ پر از نفرت تو

يه روز مياد دلت واسم گريه کنه

بخواد باز دل منو صدا کنه

اما ديره.... خيلي ديره


|+|
نوشته شده توسط هومن در و ساعت
بهش بگو

برای یک بار هم شده ، چشماتو رو هم میذاری؟

پیش خودت فکر بکنی ، چقدر اونو دوسش داری؟

 

برای یک بار هم شده ، خوبیهاشو حدس میزنی؟

پیش خودت فکر بکنی ، دلش رو هرگز نشکنی؟

 

برای یـک بـار هم شده ، اشکـا شـو یـادت مـیاری؟

پِیــش خودت فــکر بکـنی ،  هر گز اونا رونـبـیـنـی؟

 

برای یک بار هم شـده ، دسـتاشو خــاطــر مــیا ری؟

پـیـش خودت فکــر بـکنی ، نوازشـها از اون دیــدی؟

 

بــرای یــک بـار هـم شــده، وجودشــو بـــاور داری؟

پــیش خـودت فـکر بکـنی، بـدون اون چــی کم داری؟

 

 بــرای یـک بارهـم شـده،  بهش بگو دوسش داری

پیش خودت هـی فکر نکن، این بار زمان رو کم داری


|+|
نوشته شده توسط هومن در و ساعت
..:: عشق ::..

اگه غروب قشنگه تو خودت خود غروبي//چي بگم قحطي واژه ست هر چي هستي خيلي خوبي

پره از اسم قشنگت صفحه صفحه ي كتابم//به تعداد همون اسمات تو دادي منو عذابم

 بچگيا يادت هست پنجرتونو بستي//دلي كه پشت اون بود ساده زدي شكستي

 

چشمتو رو آينه وا کن واسه ما ستاره کم نيست اون که آرزوش و داري حتي قد خودتم نيست

 

عشق فراموش كردني نيست بلكه بخشيدني است......عشق گوش دادن نيست بلكه درك كردن است.....عشق ديدني نيست بلكه احساس كردني است.....عشق جا زدن و كنار كشيدن نيست...... بلكه عشق صبر داشتن و ادامه دادن است.

 

 براي مردن، افتادن از هيچ ارتفاعي لازم نيست ..... فقط كافيستكه از چشم تو بيافتم

 

چشات دیگه از من خسته سیره اما هنوز چشای من اسیره فقط بدون که این دل شکسته منتظره بگی واست بمیره

 

من ادعا نمي‏کنم، همواره به ياد کساني هستم که دوستشان دارم ولي مي‏توانم ادعا کنم که لحظاتي که به يادشان نيستم نيز دوستشان دارم

 

فرق تو با عزرائيل مي دوني چيه؟ عزرائيل رو يه روز ببينم مي ميرم ولي تو رو يه روز نبينم مي ميرم

 

وقتي برگ هاي پاييزو زير پات له مي کني يادت باشه روزي بهت نفس هديه مي کردن

 

مثل يه گل رز كه به اب نياز داره و مثل فصول سال که به تغيير نياز دارن و مثل يه شاعرکه به قلم نياز داره من به تو نياز دارم

 

پرنده اي که مال تو نيست 100 تا قفس هم که بسازي اخرش ميره

 

ღکهکشان دلღ♥ღ به انتظار نگاهت پشت پنجره های دلواپستی روی غبار شیشه مه گرفته اسمت رو نوشتم و حتی غبار هم عاشق شد


|+|
نوشته شده توسط هومن در و ساعت
باتوام

تا ته قصه چه پیدا و چه پنهون باتوام

                     زیره آوار مصیبت یاکه بارون باتوام

 

                                         دل به دریازدمو کاری به دنیا ندارم

                                                           تو سکوت سنگی دنیا غزل خون باتوام

                     هرچی تنهاتر بشی دنیا تورو کمتر میخواد

          خودت اونوقت مییبینی چقدرفراوووون باتوام

           سخت گرفته همه دنیاکه تورو رها کنم

توهجوم سختی ها ببین چه آسون باتوام

 

توزمستونه سیاه وسینه سوز روزگار

                   سخته باور مثل جنگل توبهارون باتوام

 

                                    غرق موج عشقتم هرجابری باهات میام

                                                          تو سکوت برکه وخروش کارون باتوام

 

        هرچی تنهاتر بشی دنیا تورو کمتر می خواد

        خودت اونوقت مییبینی چقدرفراوووون باتوام

          سخت گرفته همه دنیاکه تورو رها کنم

         توهجوم سختی ها ببین چه آسون باتوام


|+|
نوشته شده توسط هومن در و ساعت
کمککککککککککک

سلام به همه دوستان گلم

چندوقته خیلی ناراحتم حتما میگین میدونیم به خاطر نسترن آره ولی ناراحتی ازجدای به کنار

 نسترنم تواین روزاحالش بده ، ناراحتیم به این خاطره

 از همتون خواهش می کنم واسه بهترشدن حالش دعا کنین

امیدوارم نسترن جونم حالت زوده زود خوب بشه

 خیلی می خوامت عزیزم


|+|
نوشته شده توسط هومن در و ساعت
درد و دل

سلام به همه دوستان

توی این یک ماه اتفاق هایی افتاد برام که خودمم باورم نمیشد ولی نتیجه اش اصلاْ خوب نبود

همه ی شما تاحالا فهمیدین عشق من کیه!!؟ آفرین درسته عشق من نسترن

کسی که همه زندگیه منه

برگشت پیشم اما خوشحالی نکنین بقیه اشو گوش بدین

اون منو دیگه دوست نداره

تو این مدت که با من بودهرکاری کردم دوستم داشته باشه ولی اونقدر باز خودم خراب می کردم ولی به خداااااااااااااااااااااااااااا نمی خواستم اینطوری بشه

واسه جبرانشم حاضرم هرکاری بکنم ولی فکر نکنم بهم فرصتی بده!!!

اگه روزی این پیام منو خوند بدونه همچنان عاشقش خواهم ماند تا آخره عمر و هروقت همزبونی نداشت می تونه روی من حساب کنه

از همینجا ازش واسه تمام کارایی که کردم و ناراحتش کرده معذرت می خوام امیدوارم لایق بخشش باشم

هرجا هستیییییی آرزوی خوشبختی و موفقیت و شادی برات دارم

تو منو فراموش می کنی ولی من تورو هرگز

تا آخره عمر دوست دارم نسترن


|+|
نوشته شده توسط هومن در و ساعت
جداییییییییییییی


به همين سادگي رفتي بي خداحافظ عزيزم
سهم تو شد روز تازه سهم من اشک که بريزم
به همين سادگي کم شد عمر گلبوته تو دستم
گله از تو نيست مي دونم خودم اين و از تو خواستم
به جون ستاره هامون تو عزيزتر از چشامي
هر جا هستي خوب و خوش باش تا ابد بغض صدامي
تو رو محض لحظه هامون نشه باورت يه وقتي
که دوست ندارم اينو بخدا گفتم به سختي
من اگر دوست نداشتم پاي غمهات نمي موندم
واست اين همه ترانه از ته دل نمي خوندم
اگه گفتم برو خوبم واسه اين بود که مي ديدم
داري آب ميشي مي ميري اين و از همه شنيدم
دارم از دوريت مي ميرم تا کنار من نسوزي
از دلم نميري عمرم نفسامي که هنوزي
تو رو محض خيره هامون که نفس نفس خداشد
از همون لحظه که رفتي روحم از تنم جدا شد
تو که تنها نمي موني من تنها رو دعا کن

 خاطراتم و نگه دار اما دستام و رها کن


|+|
نوشته شده توسط هومن در و ساعت

explorer blog

*
*
*
*
*
*
*

delnobahar